درباره وبلاگ
سلام... من حسین هستم 21 سالمه از شهرستان بیرجند در حال حاضر دانشجوی حسابداری می باشم
خوشحالم که وبلاگ من رو برای دیدن انتخاب کردید نظر هم توی وبلاگ یادتون نره
poya_65xxx ایدی من هست
09353288710
جهت تبادل اس ام اس با دوستان
فهرست اصلی
نویسندگان
آرشیو موضوعی
دوستان
تنهای ... تنهام
دل شکسته تنها
مرگ عشق
نامه ای به قلبم
کوره راههای زندگی
امروز که محتاج توام جای تو خالیست
عاشق تنها
دشت شقایق
نقطه سر خط
تنها محبت مهربونی
تا انتهای حضور
شب سیاه
دخترانه
شیطنت های ما سه نفر
مشق عشق
دختر آبی
دنیای عشق
دختران آبی پوش
عاشقانه ها
حرفهای من با خودم
مهربانی
چرا دل نمیدی؟دل می سوزونی
نغمه تنهایی
لحظه های شاد
ما از آن پاکدلائیم که به کس کینه نداریم
ناهید شب
نوشته های پیشین
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
آذر 1385
آبان 1385
مهر 1385
شهریور 1385
مرداد 1385
تیر 1385
خرداد 1385
اردیبهشت 1385
طراح قالب
POWERED BY
خوش به حال آسمون كه هر وقت دلش بگيره بي بهونه مي باره ... به كسي توجه نمي كنه ... از كسي خجالت نمي كشه... مي باره و مي باره و... اينقدر مي باره تا آبي شه... آفتابي شه...!!! کاش... کاش مي شد مثل آسمون بود... كاش مي شد وقتي دلت گرفت اونقدر بباري تا بالاخره آفتابي شي... بعدش هم انگار نه انگار كه بارشي بوده
نوشته شده توسط حسین در شنبه بیست و هشتم مرداد 1385 ساعت موضوع | لینک ثابت
اگه يه روز صبح از خواب پاشودی ديدی تو يه اتاق تاريک وقرمز هستی وتند تند
داری تکون ميخوری يه وقت نترسی ها ..... تو توی قلب منی
ترکه آشغال ميره تو چشماش سره ساعت 9 ميشينه دم در
به رشتيه ميگن: تو خونهات مردسالاريه يا زنسالاري؟ ميگه: هيچكدوم، تو خونه ما مردمسالاريه
به همه لبخند بزن اما با 1 نفر بخند همه را دوست داشته باش اما به 1
نفر عشق بورز تو قلب همه باش اما قلبت مال 1 نفر باشه
تو کلاس درس معلم گفت: بچه ها امروز ميخوام بهتون بگم دو آدم اول دنيا چطور بوجود آمدند. يکی ازبچه ها گفت : خانم اونو ميدونيم . بگين سومين آدم دنيا چطور بوجود آمد
يه فرشته از خدا مي پرسه که چرا منو اينقدر ناز آفريدي؟ مي گه اينکه
چيزي نيست اونيکه اين اس ام اس رو مي خونه از تو هم نازتره
نوشته شده توسط حسین در دوشنبه بیست و سوم مرداد 1385 ساعت موضوع | لینک ثابت
هرگز به كسي نگاه نكن وقتي قصد دروغ گفتن داري.. هرگز به كسي محبت نكن وقتي قصد شكستن قلبش را داري.. هرگز قلبي را قفل نكن وقتي كليدش را نداري
روزی مرگ از زندگی سوال کرد چرا همه از من گریزانند و تو را دوست دارند زندگی در جواب گفت زیرا تو یک حقیقتی ومن یک دروغ
اگر کسی گفت دوستت دارم لازم نیست توهم به او بگویی که دوستش داری .اگه عاشقت شد سعی نکن عاشقش بشی . اگه گفت همه ی زندگی منی سعی نکن همه ی زندگی اش باشی چون یک روز میاد میگه ازت متنفرم اونوقت تو نمی تونی ازش متنفر باشی
کاش در دنيا 3 چيز نبود. 1.عشق 2.غرور 3.دروغ... آن وقت انسان مجبور
نبود به خاطر عشق از روي غرور ، دروغ بگه
دوستي يه حادثه و جدايي قانون است. بيا حادثه آفرين و قانون شکن باشيم
موقعي كه ميخواستمت ميترسيدم نگات كنم , موقعي كه نگات كردم ترسيدم باهات حرف بزنم , موقعي كه باهات حرف زدم ترسيدم نازت كنم , موقعي كه نازت كردم ترسيدم عاشقت بشم , حالا كه عاشقت شدم ميترسم از دستت بدم
جدید می خوای به این شماره Sms
بزن sms
09155624413
نوشته شده توسط حسین در دوشنبه بیست و سوم مرداد 1385 ساعت موضوع | لینک ثابت
قد 1000تا قابلمه .......با هرچی لب تو عالمه..........میبوسمت قبل همه..........به شرطی که بهم بگی: دوست دارم یه عالمه
ترکه مي ره دکتر مي گه من شبا خواب مي بينم با خرا فوتبال بازي مي کنم. دکتر مي گه بيا اين قرصا رو بخور مي گه: مي شه از فردا بخورم امشب فيناله
وقتي به قيافه تو فکر مي کنم........................به شوخ طبعي خدا پي مي برم
می دونی شباهت ابگوشت با اتوبوس چیه؟ تو هر دو گوشتاش ته وای می سن
ترکه با خره شطرنج بازی می کرده یکی می رسه می گه عجب خر باهوشیه هاااااااا ترکه می گه نه بابا زیادم باهوش نیست تازه یک یکیم
اگه کسی بهت گفت اسگول ناراحت نشو اسگول نام یه پرنده بسیار زیباست که تابستان ها دانه جمع می کنه قایم می کنه زمستانها نمی تونه پیداشون کنه
دوست دارم نه به اندازه ي بارون چون يه روز بند مياد... دوست دارم نه به اندازه برف چون يه روز آب ميشه... دوست دارم نه به اندازه گل چون يه روز پژمرده ميشه... دوست دارم به اندازه ي دنيا چون هيچ وقت تموم نميشه
نوشته شده توسط حسین در یکشنبه بیست و دوم مرداد 1385 ساعت موضوع | لینک ثابت
خانم معلمه به شاگردش ميگه پسرم اگه با يه سنگ يکي از 3 گنجشک روي سيم برق و بزنيم چند تا ميمونن ؟ پسره ميگه هيچي .. خانم معلمه ميگه نه پسرم 2تا ميمونن پسر می گه نه اونها هم می ترسن و می پرند خانم معلم میگه با این که درست نگفتی ولی از طرز فکرت خوشم اومد ... پسره ميگه حالا خانم معلم 3تا دختر هستند که دارن بستني ميخورن يکي ليس ميزنه . يکي ميمکه .يکه گاز ميزنه کدومشون ازدواج کردن ؟ خانم معلمه ميگه : اون که ليس ميزنه .پسره ميگه نه اون که حلقه دستشه اما با اینکه درست نگفتی از طرز فکرت خوشم اومد
نوشته شده توسط حسین در شنبه بیست و یکم مرداد 1385 ساعت موضوع | لینک ثابت
اين روزا عادت همه رفتن ودل شكستنه
درد تموم عاشقا پاي كسي نشستنه
اين روزا مشق بچه ها يه صفحه آشفتگيه
گرداي رو آينه ها فقط غم زندگيه
اين روزا درد عاشقا فقط غم نديدنه
مشكل بي ستاره ها يه كم ستاره چيدنه
اين روزا كار گلدونا از شبنمي تر شدنه
آرزوي شقايقا يه شب كبوتر شدنه
اين روا آسمونمون پر از شكسته باليه
جاي نگاه عاشقت باز توي خونه خاليه
اين روزا كار آدما دلهاي پاك رو بردنه
بعدش اونو گرفتن و به ديگري سپردنه
اين روزا كار آدما تو انتظار گذاشتنه
ساده ترين بهانشون از هم خبر نداشتنه
اين روزا سهم عاشقا غصه و بي وفاييه
جرم تمومشون فقط لذت آشناييه
نوشته شده توسط حسین در جمعه بیستم مرداد 1385 ساعت موضوع | لینک ثابت
تو را به دادگاه خواهند کشيد... شايد به حبس ابد محکوم شوي... جزييات جنايتت معلوم نيست... اما... اثر انگشتت را روي قلبي شکسته يافته اند
هيچ وقت عشق رو گدايی نکن چون معمولاً چيز با ارزش رو به گدا نميدن
چشمات مثل دریا می مونه .می ذاری جورابمو توش بشورم؟
در تاريکي شب 3 شمع روشن کردم... اولی براي ديدنت،... دومی براي ماندنت،... سومی براي بوسيدنت. در آخر هر 3 را خاموش کردم براي در آغوش کشيدنت
اگه يه بسته مداد رنگی داشته باشی و من نقاشيت بودم منو چه رنگی ميکردی؟اول جواب بده و بعد براي بقيه هم بفرست؟ جواب هاي جالبی ميگيری
سلام می تونم یه چیزی بهت بگم.مطمین باش از ته قلبم بهت می گم همیشه از ته قلبم بهت می گم.همیشه از خدا می خواستم که تو زندگیم یه همراه خوب داشته باشم همراهی که همیشه کنارم باشه و من بتونم به راحتی باهاش ارتباط برقرار کنم خدایکیشو بهم داده همراه من نوکیاست مال تو چیه؟
خوشگلترين ، چطوری ماه روي زمين؟ چه خبرا ای بهترين، الهی من فدات شم عزيزترين... [نمونه اي از افعال معکوس
خدا به انسان 2 گوش و 2 چشم و 2 دست و 2 پا داد.اما ميدونی چرا 1 قلب داد؟ چون ميخواست تو دنبال دوميش باشی
ترکه می ره جبهه بعد از 2 روز برمی گرده .میگن چی شد اینقدر زود برگشتی؟ میگه : بابا اونجا به قصد کشت تفنگ بازی می کنن
ميدونی بدترين چيز چيه؟اينه که شب فرشته پيشت بخوابه، صبح پاشی ببينی آقای سرابي
نوشته شده توسط حسین در جمعه بیستم مرداد 1385 ساعت موضوع | لینک ثابت
کودکی که آماده تولد بود نزد خدا رفت و از او پرسید میگویند فردا تو مرا به زمین می فرستی اما من چگونه به این کوچکی و بدون هیچ کمکی می توانم برای زندگی به آنجا بروم ؟ خدا پاسخ داد از میان تعداد زیادی از فرشتگان در زمین یکی از آنها را برای تو در نظر گرفته ام . کودک ادامه داد من چطور بفهمم که چه مردم می گویند وقتی زبان آنها را نمی فهمم ؟ خدا او را نوازش کرد و گفت : فرشته تو زیباترین و شیرین ترین کلمات را که تو ممکن است بشنوی در گوش تو زمزمه خواهد کرد و با دقت و صبوری به تو یاد خواهد داد که چگونه صحبت کنی .کودک سوال کرد خدایا اگر من باید حالا بروم لطفا نام فرشته ام را به من بگو .
خداوند شانه اش ر نوازش کرد و گفت :نام فرشته ات اهمیتی ندارد براحتی می توانی او را مادر صدا کنی ....مادر دوستت دارم در دنیا تویی تنها پناه من
نوشته شده توسط حسین در پنجشنبه نوزدهم مرداد 1385 ساعت موضوع | لینک ثابت
اگر چشمهايم تورو خواست. قول ميدم چشمهايم رو ببندم اگر زبانم تو رو خواست .قول ميدم با داندانم گازش بگيرم اما اگردلم تو رو خواست چه کنم
داشتم تو جاده مي رفتم که چشمم به يه تابلو افتاد که روش نوشته بود ~~~~~> دوست داشتن دل مي خواهد نه دليل
جشنواره گل امسال توی هلند برگزار نشد چون بهترین و خوشگل ترین گل دنیا اونجا نبود اینجا داره اس ام اس منو میخونه
بزرگ ترین دشمنه بشر پوله پول.................هرچی دشمن داری بده به منو خودتو خلاص کن
درون دریچه قلبم نوشتم ورود ممنوع اما عاشق آمدو گفت من بیسوادم؟؟؟
به ميرزاپور مي گن: چرا همش موقع سرود ملي مي خندي؟ ميگه اخه دايي پيشمه ميگه:
شر زدز افق
به علت سردرگمي هموطنان رشتي روز پدر به مدت يك هفته تمديد شد
ده شاخه گل تقديم به تو / 9 شاخخ گل طبيعي / 1 شا خه گل مصنوعي / يك كارت هم ميزنم روش كه نوشتم تا وقتي كه آخرين گل پژمرده بشه / دوسـتــــــت دارم
هیچ کس نمی تواند به قلب خود بیاموزد که نشکند اما من توانستم به دل خود بیاموزم که اگر شکست لبه تیز آن به دست کسی که شکسته نرود
نوشته شده توسط حسین در سه شنبه هفدهم مرداد 1385 ساعت موضوع | لینک ثابت
پسرکي روي تخته سياه دو خط موازي کشيد خط اولي به دومي گفت: ما ميتونيم زندگي خوبي داشته باشيم... دومي قلبش تپيدو گفت: بهترين زندگي...!!!!! در همان زمان معلم بلند فرياد زد: دو خط موازي هيچگاه به هم نميرسند.... بچه ها هم تکرار کردند: دو خط موازي هيچگاه به هم نميرسند مگر انکه يکي از آنها براي رسيدن به ديگري خود را بشکند
شراب را دوست دارم چون رنگ خون است خون را دوست دارم چون در رگ جريان دارد رگ را دوست دارم چون به قلب راه دارد قلب را دوست دارم چون جايگاه توست
خواستم هديه اي برايت بفرستم گل گفت : مرا بفرست تا با عطرخود او را شاد سازم گفتم : اوخودش گل است خار گفت : مرابفرست تا به چشم دشمنانش فرو روم ، گفتم : او آنقدر مهربان است كه دشمن ندارد؛ بلبل گفت : مرا بفرست تا با آوازم او را شاد سازم، گفتم : نه او خوش صداست ناگهان صداي قلبم به گوشم رسيد؛ صداي تاپ تاپ قلبم بود كه مي گفت مرا بفرست تادوستش بدارم
يک نصيحت : مواظب خودت باش....! يک خواهش : اصلا عوض نشو....! يک ارزو : فراموشم نکن....! يک دروغ : دوستت ندارم....! يک حقيقت : دلم برات تنگ شده....! و يک رويا : تورو داشتن
نوشته شده توسط حسین در دوشنبه شانزدهم مرداد 1385 ساعت موضوع | لینک ثابت
نگاه به گریه هام نکن من از تو بی وفا ترم
تو اشتباه عمرمی که دیگه تکرار نمیشی
نه غم می خوام نه خاطره فقط بذار رها بشم
از تو قصه هام برو دیگه می خوام تنها بمونم .
همیشه بی گناه تویی همیشه تقسیر منه
نگاه بی وفای تو همیشه تعنه می زنه
باز هم دارم می بخشمت این اشتباه آخره
گذشتم از گناه تو
شاید خدا هم بگذره
نوشته شده توسط حسین در یکشنبه پانزدهم مرداد 1385 ساعت موضوع | لینک ثابت
کاش فردا مال من بود. اگه فردا مال من باشه و من نباشم؟ سهم فردای من به کی میرسه؟ فردای من مال تو قدر فردای منو بدون براش تلاش کردم.... رنج کشیدم.... گریه کردم.... غصه خوردم.... جای من باش یاد من باش شاید شاید من فردا نباشم یادت نره دوست داشتن قشنگ ترین قسمت زندگی بود
نوشته شده توسط حسین در یکشنبه پانزدهم مرداد 1385 ساعت موضوع | لینک ثابت
آبي تر از آنيم كه بي رنگ بميريم از شيشه نبوديم كه با سنگ بميريم تقصير كسي نيست كه اينگونه غريبيم شايد كه خدا خواست كه دلتنگ بميرم
تو ميروي و من فقط نگاهت ميکنم ، تعجب نکن که چرا گريه نميکنم ، بي تو يک عمر فرصت براي گريستن دارم اما براي تماشاي تو همين يک لحظه باقي است
نوشته شده توسط حسین در یکشنبه پانزدهم مرداد 1385 ساعت موضوع | لینک ثابت
هميشه به من مي گفت زندگي وحشتناک است ولي يادش رفته بود که به من مي گفت: تو زندگي من هستي .روزي از روزها از او پرسيدم به چه اندازه مرا دوست داري؟
گفت به اندازه خورشيد در آسمان ،نگاهي به آسمان انداختم ديدم که هوا باراني بود و خورشيدي در آسمان معلوم نبود شبي از شبها از او پرسيدم به چه اندازه مرا دوست داري؟
گفت به اندازه ستاره هاي آسمان نگاهي به آسمان انداختم ديدم که هوا ابري بود وستاره اي در آسمان نبود خواستم براي از دست دادنش قطره اي اشک بريزم ولي
حيف تمام اشکهايم را براي بدست آوردنش از دست داده بودم
نوشته شده توسط حسین در یکشنبه پانزدهم مرداد 1385 ساعت موضوع | لینک ثابت
یک لحظه طول می کشه تا از یکی خوشت بیاد
یک دقیقه طول می کشه تا یکی رو بپیچونی
یک ساعت طول می کشه تا یکی رو دوست داشته باشی
یک روز طول می کشه تا دلت برای یکی تنگ بشه
یک هفته طول می کشه تا به یکی عادت کنی
یک ماه طول میکشه تا عاشق کسی بشی
نوشته شده توسط حسین در شنبه چهاردهم مرداد 1385 ساعت موضوع | لینک ثابت
امشب از خود رهايم و حال و هواي ديگري دارم... اشكي اگر هست براي دلتنگی هام است كه نه حال درد دل دارد ...، نه تابي براي نوشتن... چقدر گفتيم دلم گرفته است و هيچ اتفاق تازه اي نيفتاد ؟
چقدر از عاشقي نوشتيم وهي بيشتر شدند اين معشوق هاي بي وفا ؟
چقدر لب دريا نشستيم ؟ گريستيم ... گسستيم ... سبك شديم ... برگشتيم و اما باز دوباره درد ابتلا به عشق جانمان را گرفت و چقدر پست كرديم دغدغه هايمان را به اين دنياي مجازي و ...
من اينجا بس دلم تنگ است........
نوشته شده توسط حسین در شنبه چهاردهم مرداد 1385 ساعت موضوع | لینک ثابت
dashtam vase khodam ghadam mizadam ke yeho ye cheraghe jadoo peyda kardam koli khoshal shodamo vaghto talaf nakardam man bayad se ta arezzo mikardam arezoye avalam in bod keh to bargardi arezoye dovomam in bod ke dige hargez azam joda nashi va arezoye sevomamo dadam be to keh to arezo kino vali to arezo kardi ke dige hargez mano nabiniy
نوشته شده توسط حسین در جمعه سیزدهم مرداد 1385 ساعت موضوع | لینک ثابت
مي دوني فرق علي دايي با چوب بستني چيه؟ ................زياد به مخت فشار نيار هيچ فرقي ندارن
سخنی از بزرگ قزوینی:تا امید هست ارزو نمی کنم
از رشتي يه مي پرسن: چند تا بچه داري ؟ ميگه: 7تا ميپرسن: اسماشون يادت نمي ره ؟ رشتي يه مي گه: اسماشون نه ولي بعضي وقتا فاميلشون يادم مي ره !!!
يه روز تركه توي جزيره ادم خوارها گير مي يوفته.ميگه حالا چطوري به انها ثابت كنم كه ادم نيستم
مي دوني فرق تو با خون چيه خون ميره تو قلب و برميگرده ولي تو ميري تو قلب و برنمي گردي
زن: بسه ديگه مرد، بيار بيرون! مرد: نه، هنوز نچسبيده! زن: ول كن، زخم شد! مرد: اهه، بزار كارمو بكنم! زن: خجالت بكش، يه ربه كه دست كردي تو دماغت
يه روز يه سرهنگ ميره پادگان ميبينه تمام سربازها لختن ميپرسه چرا لختين ميگن قزوينيه فرار كرده واسش تله گذاشتيم
نوشته شده توسط حسین در جمعه سیزدهم مرداد 1385 ساعت موضوع | لینک ثابت
شايد يه كسي شب ها براي اينكه خواب تورو ببينه به خدا التماس مي كنه ، شايد يه كسي به محض ديدن تو دستش يخ ميزنه و تپش قلبش مرتب بيشتر ميشه ، مطمئن باش يه كسي شب ها به خاطر تو توي درياي اشك مي خوابه ، ولي تو اون رو نمي بيني
عشق يعني درد يعني گم شدن پيدا شدن ساکن قربت شدن صد عقده در دل وا شدن عشق يعني جمع دل تقسيم خوبيها سپس در آنطرفتر در دو راه ييها زهم منها شدن عشق يعني رقص با آتش سرا پا سوختن ساختن در هم شکستن پيش گل رسواشدن
نوشته شده توسط حسین در پنجشنبه دوازدهم مرداد 1385 ساعت موضوع | لینک ثابت
مي دوني يه اصفهاني رو چه جوري شکنجه مي دن؟ مي بندنش به تير چراغ برق مي گن کوچه بغلي شام ميدن
دوست ندارم شمع باشم دخترا فوتم کنن . دوست دارم سیگار باشم رفقا دودم کنن
به اشتیاق اولین دانه برف . به تحمل اخرین برگ پاییزی . به کرمای تن خورشید و به زیبایی اسمان قسم می خورم که سر کاری
تو گلی مثل گلای قشنگه قالی . تو به ظرافت تار و پود فرشای زیبای ایرانی اصلا تو خود فرش پاتریسی .........همون که یه تختش کمه
قانون 18 انيشتن : اگه بتوني با سرعت نور به تمام افتخاراتت بريني بهت مي گن زيدان
خبرنگار از برانکو میپرسه: آقای برانکو تاکتیکتون چی بود که تو جام جهانی اینقدر خوش درخشید؟ ...... تاکتیکمون؟!! .... حمییییید
ميدونينن زنهاي رشتي وقتي صبح از خواب بلند مي شن كجا مي رند؟؟؟؟؟؟؟ خوب مي رند خونشون
این هم چند تا
sms
بود که بچه ها برام فرستاده بودن شما هم اگه بخوای مییتونی به این شماره 09155624413
بفرستی ومن اونو توی وبلاگ قرار میدم نظر هم یادت نرهSms
نوشته شده توسط حسین در سه شنبه دهم مرداد 1385 ساعت موضوع | لینک ثابت
آموخته ام
چيزهاي كم اهميت را تشخيص دهم و سپس آن هاراناديده بگيرم.
كه باخت در يك نبرد كوچك را به قصد برد در يك جنگ بزرگ بپذيرم.
زندگي را از طبيعت بياموزم ، چون بيد متواضع باشم ، چون سرو ، راست قامت،
مثل صنوبر، صبور، مثل بلوط مقاوم، مثل رود روان، مثل خورشيد با سخاوت
و مثل ابر با كرامت باشم.
كه اگر مايلم پيام عشق را بشنوم ، خود نيز بايستي آن را ارسال كنم.
ثروتمند كسي نيست كه بيشترين ها را دارد ، بلكه كسي است كه به كمترين ها نياز دارد.
دو نفر مي توانند با هم به يك نقطه نگاه كنند ولي آنرا متفاوت ببنند.
كافي نيست فقط ديگران را ببخشيم ، بلكه گاهي خود را نيز بايد ببخشيم.
كه فقط چند ثانيه طول مي كشد تا زخم هاي عميقي در قلب كساني كه دوستشا ن داريم ،
ايجاد كنيم اما سال ها طول مي كشد تا آن زخم ها را التيام بخشم.
كه دوستان خوب و واقعي، جواهرات گرانبهايي هستند
كه به دست آوردن شان سخت و نگه داشتن شان سخت تر است.
كه همه مي خواهند روي قله كوه زندگي كنند،
اما تمام شادي ها وقتي رخ مي دهند كه در حال بالا رفتن از كوه هستند
نوشته شده توسط حسین در دوشنبه نهم مرداد 1385 ساعت موضوع | لینک ثابت
mehrabantarin adam donya ..........MADAR ::::::::::shirin tarin lahze zendegi .......EYDI GEREFTAN YE BACHE:::::::::behtarin doste nojavani.......TANHAEI:::::::::::::::behtarin hadiye javani.......NEGAH:::::::::::::::fetne angiz tarin chis to zendegi .........DOROGH:::::::::::behtarin hadiye dorane asheghiiii .........BOOOOOSE..........amokhtam , bahar ra ba ESHGH ...tabestan ra ba SHADI................paeiz ra ba GHAM...........va .............!!!!!!
نوشته شده توسط حسین در شنبه هفتم مرداد 1385 ساعت موضوع | لینک ثابت
آموخته ام ... که چشم پوشي از حقايق، آنها را تغيير نمي دهد. آموخته ام ... که اين عشق است که زخمها را شفا مي دهد نه زمان. آموخته ام ... که وقتي با کسي روبرو مي شويم انتظار لبخندي جدي از سوي ما را دارد. آموخته ام ... که هيچ کس در نظر ما کامل نيست تا زماني که عاشق بشويم. آموخته ام ... که زندگي دشوار است، اما من از او سخت ترم. آموخته ام ... که فرصتها هيچ گاه از بين نمي روند، بلکه شخص ديگري فرصت از دست داده ما را تصاحب خواهد کرد.
کاش میدانستی قلبم یک آرزو دارد و تنها آرزویش تویی! کاش میدانستی قلب مجنونم، یک معشوق دارد و تنها لیلای آن تویی! کاش میدانستی که قلبم تنها یک احساس دارد و آن احساس پاک، تنها برای تو هست.... و ای کاش میدانستی که قلب عاشقم تنها یکی را دوست میدارد و آن تویی! تویی و آن قلب مهربانت و یک دنیا احساس پاک در وجودت
نوشته شده توسط حسین در شنبه هفتم مرداد 1385 ساعت موضوع | لینک ثابت
بچه ها شوخي شوخي به گنجشكها سنگ مي زنند.... و گنجشكها جدي جدي ميميرند.... آدم ها شوخي شوخي زخم مي زنند.... و قلبها جدي جدي مي شكنند.... تو شوخي شوخي لبخند مي زني.. و من جدي جدي عاشق ميشم
عشق يعني شعله بر خرمن زدن عشق يعني رسم و دل بر هم زدن عشق يعني يک تيمم يک نماز عشق يعني عالمي راز و نياز عشق يعني با پرستو پر زدن عشق يعني آب بر آتش زدن فقط عشق آدم کور است که نه زيبايي را درک مي کند و نه زشتي را . عشق وقتي دچار غم غربت باشد از حساب زمان و هياهوي آن ملول مي گردد. عشق ميزباني مهربان است گرچه براي ميهمان ناخوانده خانه ي عشق سراب است و مايه خنده عشق کلمه ايست از جنس نور که با دستي از جنس نور بر صفحه اي از جنس نور نوشته مي شود
نوشته شده توسط حسین در جمعه ششم مرداد 1385 ساعت موضوع | لینک ثابت
عاشق شدم
عاشق شدم کاش ندونه دست دلم رو نخونه اگه بدونه می دونم دیگه با من
نمی مونه
اون که پیشش دل من گیر اگه بدونه می ذاره می ره
اگه بدونه دیونم کرده می ره و دیگه بر نمی گرده
عاشق شدم کاش ندونه دست دلم رو نخونه اگه بدونه می دونم دیگه با من نمی مونه
عاشق شدم دلواپسم گرفته راه نفسم دلهره دارم که بهش می رسم یا نمی رسم
چشمای اون سر به سرم می ذاره دست از سر من بر نمی داره
داره بلا سرم میاره اما خودش خبر نداره
دستام اگر که رو بشه دلم بی آبرو بشه راز مگو بگو بشه
عاشق شدم کاش ندونه دست دلم رو نخونه اگه بدونه می دونم دیگه با من نمی مونه
عاشق شدم دلواپسم گرفته راه نفسم دلهره دارم که بهش می رسم یا نمی رسم
چشمای اون سر به سرم میذاره دست از سر من بر نمی داره
داره بلا سرم میاره اما خودش خبر نداره
نوشته شده توسط حسین در جمعه ششم مرداد 1385 ساعت موضوع | لینک ثابت
ديدي تا حالا اگر کسي رو دوست داشته باشي دلت نمياد اذيتش کني؟ دلت نمياد شيشه دلش رو با سنگ زخم زبون بشکني؟ دلت نمياد ازش پيش خدا شکايت کني حتي اگر بره و همه چيزو با خودش ببره... حتي اگر از اون فقط هاي هاي گريه ي شبانت بمونه و عطر اخرين نگاهش... حتي اگر بعد از رفتنش پيچک دلت به شاخه نازک تنهايي تکيه کنه ديدي؟هر گوشه و کنار شهر هر وقت کسي از کنارت رد ميشه که بوي عطرش رو ميده چه حالي ميشي؟ بر ميگردي و به اون رهگذر نگاه ميکني تا مطمئن بشي خودش نبوده
اگه كسي رو ديدي كه وقتي داري رد مي شي بر ميگرده و نگاهت مي كنه بدون براش مهمي...
اگه كسي رو ديدي كه وقتي داري مي افتي بر ميگرده و با عجله مياد طرفت بدون براش عزيزي...
اگه كسي رو ديدي كه وقتي داري مي خندي بر ميگرده و نگاهت مي كنه بدون براش قشنگي...
اگه كسي رو ديدي كه وقتي داري گريه مي كني مياد باهات اشك ميريزه بدون دوستت داره...
و
اگه كسي رو ديدي كه وقتي داري با يكي ديگه حرف مي زني تركت مي كنه بدون عاشقته
نوشته شده توسط حسین در پنجشنبه پنجم مرداد 1385 ساعت موضوع | لینک ثابت
ای کاش آسمون حرف کویر رو میفهمید و اشک خود رو نثار گونه های خشک او می کرد .... ای کاش واژه حقیقت آنقدر با لبها صمیمی بود که برای بیان کردنش به شهامت نیاز نبود ... ای کاش دلها آنقدر خالص بودن که دعا ها قبل از پائین آمدن دستها مستجاب می شد .... ای کاش شمع ، حقیقت محبت را در تقلای بال پر سوز پروانه میدید و او را باور می کرد ... ای کاش مهتاب با کوچه های تاریک شب آشناتر بود .... ای کاش آنقدر مهربان بود که داغ را به دست خزان نمی سپردند .... ای کاش فریاد آنقدر بی صدا بود که حرمت سکوت را نمی شکست ... و کاش مرگ معنی عاطفه را می فهمید و عاطفه معنی عشق
نوشته شده توسط حسین در چهارشنبه چهارم مرداد 1385 ساعت موضوع | لینک ثابت
يه دختره كوري تو اين دنيا نامرد زندگي مي كرد.اين دختر يه دوست پسري داشت كه عاشق اون بود دختره هميشه مي گفت:اگه من چشامو داشتم و بينا بودم هميشه با اون مي موندم يه روزي يكي پيدا شد كه به اون دختر چشاشو بده وقتي كه دختره بينا شد ديد كه دوست پسرش كوره،بهش گفت:من دیگه تورو نمي خوام برو.پسره با ناراحتي رفت و يه لبخند تلخ بهش زد و گفت: مراقبه چشاي من باش
نوشته شده توسط حسین در سه شنبه سوم مرداد 1385 ساعت موضوع | لینک ثابت
روي برگ نوشتم که... دوستت دارم .. ولی تو مثل بز خورديش
يه شخصيته مروف که نخاست اسمش فاش بشه گفته اگه علي دايي از فوتبال خداحافظي کنه گيتارش رو مي ده بهش ........
_واقعا که من روي شما يک جور ديگه حساب کرده بودم تازه فهميدم که ادم دو رويي هستي يک روت ماه است يک روت گل است يکي از يکي قشنگتر
_موقعي كه خدا پنجره ي بهشتو باز كرد منو ديد ازم پرسيد امروز چه آرزويي داري؟؟ گفتم خدايا هميشه مواظب اوني كه الان داره اين نوشته رو ميخونه باش چون برام خيلي عزيزه
دياري كه لاك پشت پرواز ميكنه، گل عاشق ميشه، طوطي حرف ميزنه،
الاغ آواز ميخونه، ماهي گريه ميكنه،
چه اشكالي داره كه ميمون اساماس بخونه؟
تو خودت نمره بیستی ذوغ نکن هیچ گهی نیستی
مراحل تکامل انسان : نطفه . جنين . نوزاد . کودک .نوجوان . جوان . ميانسال . پير کهنسال . فسيل............علي دايي
. نگاه اولت بر من اثر کرد... نگاه دومت ديونهام کرد... نگاه سومت عاشقترم کرد... نگاه آخرت ديگه هيز بازي بود
نوشته شده توسط حسین در سه شنبه سوم مرداد 1385 ساعت موضوع | لینک ثابت
خدايا خونمون بوي بهشت ميده... هنوز قالي خونمون بوي بهشت ميده آخه مامان صبح تا شب روي اين قالي راه ميره.... خدايا منو هيچوقت از بهشتم دور نکن ...... آمــيــــــــــــــن
هميشه اينگونه بوده است كسي را كه خيلي دوست داري .. زود از دست ميدهي پيش از انكه خوب نگاهش كني مثل پرنده اي زيبا بال ميگيرد و دور ميشود هنوز بعضي از حرفهايت را به او نگفته بودي هنوز همه لبخندهاي خود را به او نشان نداده بودي هميشه اينگونه بوده است كسي را كه از ديدنش سير نشده اي زود از دنياي تو مي رود وقتي به خودت مي آيي كه حتي ردي از او در خيابان نيست
فرشتگان روزي از خدا پرسيدند : بار خدايا تو كه بشر را اينقدر دوست داري غم را ديگر چرا آفريدي؟ خداوند گفت : غم را بخاطر خودم آفريدم چون اين مخلوق من كه خوب مي شناسمش تا غمگين نباشد به ياد خالق نمي افتد..؟؟؟
هنگامیکه من مردم مرا در تابوتی بگذارید تاریک تر از سیاهی شب چشمام را باز بگذارید تا همه بدانند که چشم انتظارم دستانم را از تابوت بیرون بگذارید تا همه بدانند که از این دنیا چیزی نگرفتم و تیکه یخی رو روی سینه ام قرار بدید تا با اولین طلوع آفتاب به جای مادرم گریه کنم
اگه کلمه دوست دارم نمایشگر عشق خدایی من نسبت به توست اگه کلمه دوست دارم راضی کننده و تسکین دهنده قلبهاست اگه کلمه دوست دارم پایان همه جدایی هاست اگه