درباره وبلاگ
سلام... من حسین هستم 21 سالمه از شهرستان بیرجند در حال حاضر دانشجوی حسابداری می باشم
خوشحالم که وبلاگ من رو برای دیدن انتخاب کردید نظر هم توی وبلاگ یادتون نره
poya_65xxx ایدی من هست
09353288710
جهت تبادل اس ام اس با دوستان
فهرست اصلی
نویسندگان
آرشیو موضوعی
دوستان
تنهای ... تنهام
دل شکسته تنها
مرگ عشق
نامه ای به قلبم
کوره راههای زندگی
امروز که محتاج توام جای تو خالیست
عاشق تنها
دشت شقایق
نقطه سر خط
تنها محبت مهربونی
تا انتهای حضور
شب سیاه
دخترانه
شیطنت های ما سه نفر
مشق عشق
دختر آبی
دنیای عشق
دختران آبی پوش
عاشقانه ها
حرفهای من با خودم
مهربانی
چرا دل نمیدی؟دل می سوزونی
نغمه تنهایی
لحظه های شاد
ما از آن پاکدلائیم که به کس کینه نداریم
ناهید شب
نوشته های پیشین
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
آذر 1385
آبان 1385
مهر 1385
شهریور 1385
مرداد 1385
تیر 1385
خرداد 1385
اردیبهشت 1385
طراح قالب
POWERED BY
يه روز يه بنده خدا پيتزا ميخوره، شب بربري مياد به خوابش و ميگه؟ بيوفا، ديگه دوستم نداري
اولی : راستی نتیجه ی امتحان رانندگی ات چی شد؟ دومی : هنوز معلوم نیست! اولی : چرا؟ دومی : چون افسری که از من امتحان گرفته هنوز به هوش نیامده
جام جهاني 2244 ، بازي ايران و مکزيک............. ضربهي راه دور مهاجم ايران که با سرعت راهي دروازهي حريف بود با برخورد به تابوت علی دایي به اوت رفت
اگه گفتي تركا به آسانسور چي ميگن؟؟؟؟ تاكسي ديواري
به تركه ميگن صورتي چه رنگيه ميگه قرمز يواش
به تركه ميگن گاو بهتره يا گوسفند؟ ميگه گاو!!! ميگن چرا؟ ميگه گاو وقتي از خيابون رد ميشه دوطرفشو نگاه ميكنه ولي گوسفند مثل گاووو سرشو ميندازه پايينو رد ميشه
فحش های ترکا:1ازجلو چشام خفه شو2 کثافت مرض3پاتو از روی بوق بردار4 گردن درازی می کنی؟5 زبون کلفت
میدونی ترکا به هفتصدوپنجاه گرم چی میگن؟؟........ نیم کیلو و نیم
ميگن علي دايي رو تو پلي استيشن هم نميشه تعويض کرد
نوشته شده توسط حسین در جمعه سی و یکم شهریور 1385 ساعت موضوع | لینک ثابت
هر وقت تونستي برف روسياه کني . هر وقت تونستي پاي کلاغ رو سفيد کني . هر وقت تونستي آتش رو ببوسي هر وقت تونستي توي آب يه نفس عميق بکشي اون موقع من هم مي تونم تو رو فراموشت کنم
در دادگاه عشق ... قسمم قلبم بود وكيلم دلم و حضار جمعي از عاشقان و دلسوختگان . قاضي نامم را بلند خواند و گناهم را دوست داشتن تو اعلام كرد و پس محكوم شدم به تنهايي و مرگ . كنار چوبهيه دار از من خواستند تا اخرين خواسته ام را بگويم و ومن گفتم : به تو بگويند ... دوستت دارم
مي ترسم دنيا به پايان برسد و من در چشم تو جايي نداشته باشم،مي ترسم كلمات نتوانند شوق مرا به تو توصيف كنند. مي ترسم كبوتراني كه به سمت تو پرواز مي دهم نارسا باشند. شب طولاني شده است و تا چشمان تو هست آفتاب جرات برآمدن ندارد
گاهی دلم نمی خواست تو را ببینم اما تو در کنارم بودی و نفس هایت یخ روزهایم را باز می کرد گاهی دلم نمی خواست تو را بخوانم اما تو مثل یک ترانه زیبا بر لبم زندگی می کردی من در کنار تو بودم بی انکه شور و نوایی داشته باشم بی انکه بدانم تو از خورشید گرمتری
نوشته شده توسط حسین در پنجشنبه سی ام شهریور 1385 ساعت موضوع | لینک ثابت
اگر کسی می گوید که برای تو می میرد دروغ میگوید . حقیقت را کسی میگوید که برای تو زندگی می کند
اطلاعيه وزارت بهداشت به آقايون دم بخت : به دليل شيوع آنفولانزاي مرغي تا اطلاع ثانوي قاطي مرغا نشيد
اين ناقلا، بهترين ناقلا،شکل ناقلا،سر ناقلا،کار ناقلا،گذاشتن ناقلا،يه ناقلا،بدجنسه ناقلا...ناقلا رو حذف کن & دوباره بخون
سال 2200 بچه از پدرش میپرسه : من چطوری به دنیا اومدم . میگه از اینترنت دانلودت کردم
من فردا بايدبرم بيمارستان براي جراحي دريچه قلب . آخه ميخواهم يه دريچه بگذارم که فقط به روي تو باز بشه!
فرشته ها وجود دارن اما بعضی وقتا چون بال ندارن ما بهشون میگیم دوست
روز ی عشقت رو دزديدم و براي اينکه جاش مطمئن باشه اون رو تو قلبم قايم کردم اما نمي دونستم که يه روز براي اينکه اون رو پس بگيري قلبم رو مي شکني
نوشته شده توسط حسین در سه شنبه بیست و هشتم شهریور 1385 ساعت موضوع | لینک ثابت
با اينکه نديدمت دلم هر روز برايت تنگ مي شود. بديش اين است که مي دانم تو هستي. کاش نبودي! مثل هزاران چيز ديگر که توي اين دنيا نيست ولي آدم ها باز الکي دنبالشان مي گردند، نمي دانم، شايد بشود اسمش را گذاشت دلخوشي. دلخوشي من هم اين است که ميدانم هستي
يك روز مي بوسمت ! فوقش خدا مرا مي برد جهنم ! فوقش مي شوم ابليس ! آنوقت تو هم به خاطر اين كه يك « ابليس » تو را بوسيده ، جهنمي مي شوي ! جهنم كه آمدي ، من آن جا پيدايت مي كنم و از لج خدا هر روز مي بوسمت ! واي خدا ! چه صفايي پيدا مي كند جهنم ... ! يك روز مي بوسمت ! پنهان كردن هم ندارد . مثل خنده هاي تو نيست كه مخفي شان مي كني ، يا مثل خواب ديشب من كه نبايد تعبير شود ، مثل نجابت چشمهاي تو است ، وقتي كه توي سياهي چشمهاي من عريان مي شود
دردم را به كه گويم ؟
خواستم با نسيم بگويم ،سر گرم چمن بود
خواستم بنشينم كنار دريا ،سر صحبت را باز كنم،با ساحل غرق گفتگو بود،
پيچك ناز مي كرد بر سپيداري كه بر تنه اش پيچيده بود و
خواستم با تو بگويم اما در خلوتت صداي غريبه اي را شنيدم
درد خود را نگاه خواهم داشت ،شايد اين سوختن خوشتر از آن افروختن باشد
آنقدر شکست می خورم تا راه شکست دادن را بیاموزم
ميدوني سخت ترين روز چه روزيه ؟؟؟
روزي که قلبهايي که در کنار هم براي هم مي تپيدن از هم جدا بشن
دلهايي که محرم هم بودن محرم دل کس ديگري بشن
نوشته شده توسط حسین در یکشنبه بیست و ششم شهریور 1385 ساعت موضوع | لینک ثابت
خداوند به سه طريق به دعاها جواب مي دهد: او مي گويد آري و آنچه مي
خواهي به تو مي دهد. او ميگويد نه و چيز بهتري به تو مي دهد.
او مي گويد صبر كن و بهترين را به تو مي دهد
کاش قلبم درد تنهایی نداشت چهره ام هرگز پریشانی نداشت برگهای آخر
تقویم عشق حرفی از یک روز بارانی نداشت کاش می شد راه سرد عشق را بی اختیار پیمود و قربانی نداشت
از شمع سه چيز آموختم: ايستاده بميرم بي صدا بميرم به پاي دوست بميرم
دو چيز را فراموش نكن : ياد خدا و ياد مرگ . دو چيز را فراموش كن : بدي ديگران در حق تو و خوبي تو در حق ديگران . چهار چيز را نگه دار : گرسنگيت را سر سفره ديگران، زبانت را در جمع، دلت را سر نماز و چشمت را در خانه دوست
نوشته شده توسط حسین در چهارشنبه بیست و دوم شهریور 1385 ساعت موضوع | لینک ثابت
مطلب ارسالی توسط زهرا:
نوشته شده توسط حسین در شنبه هجدهم شهریور 1385 ساعت موضوع | لینک ثابت
امروز روز جهاني دزديه،اگه دزد بودی اولين چيزی که از من ميدزديدی چی بود؟؟ براي همه بفرست جواب هاي جالب ميگيری...اول جواب منو بده بعد
جانوران 12 دقيقه زودتر زلزله را مي فهمند. ما رو بي خبر نگذار
دختر رشتیه داشته تو خیابون می رفته پسره سینه هاشو می گیره .دختره می گه : تا 1000 می شمرم ول کردی که هیچ وگرنه جیغ می زنم
یارو می ره الکتریکی میگه: گلاب به روتون لامپ دارید؟ یارو می گه: داریم ولی چرا گلاب به رومون؟ یارو می گه: اخه واسه توالت می خوام
پاييز را دوست دارم چون فصل غم است... غم را دوست دارم چون حرف دل است... دل را دوست دارم چون عشق را به من آموخت... عشق را دوست دارم چون تو را با من اشنا کرد...
به نیت 124000تا پیامبر صلوات بفرست و این اس ام اس رو برای 124000نفر بفرست .انشاالله تا اخر این ماه خبر خوشی از طرف مخابرات بهت می رسه
مي دوني چرا بين انگشتان دست فاصله هست؟ چون يه روزي يه دستي پيدا مي شه كه اين فاصله رو پر كنه
اگه پاک کن داشتی کدوم يکی از خصوصيات منو پاک ميکردی؟ اينو به همه سند کن، نظرهاي جالب ميگيری، فقط قبلش جوابه اين اس ام اس رو به خودم بده! زياد گندش نکنی هااااا
هميشه هر چيزي را که دوست داري به دست نمي آوريم پس بياييد آنچه را که به دست مي آوريم دوست بداريم
يه روز عزرائيل با بنز مياد همه تعجب مي کنن و ازش ميپرسن :عزرائيل، پول اين بنز رو از کجا آوردي ؟ ميگه بابت اضافه کاريه زلزله بمه
نوشته شده توسط حسین در چهارشنبه پانزدهم شهریور 1385 ساعت موضوع | لینک ثابت
هرگز اشتباه نکن .... اگر اشتباه کردي ... تکرار نکن اگر تکرار کردي ... اعتراف نکن اگر اعتراف کردي ... التماس نکن اگر التماس کردي ... ديگر زندگي نکن
هيچ كس لياقت اشكهاي تورا ندارد و كسي كه چنين ارزشي دارد باعث اشك ريختن تو نميشود
دوست واقعي كسي است كه دستهاي تو را بگيرد ، ولي قلب تورا لمس كند
تو ممكن است در تمام دنيا فقط يك نفر باشي . ولي براي بعضي افراد تمام دنيا هستي
هميشه افرادي هستند كه تو را مي ازارند ، با اين حال همواره به ديگران اعتماد كن و فقط مواظب باش كه به كسي كه تورا آزرده دوبار اعتماد نكني
دوست داشتن كسي كه سزاوار دوستي نيست ، اسراف در محبت است . اگر ميخواهي هميشه آرام باشي ، دلگيريهايت را روي ماسه و شاديهاي خود را بر روي سنگ مرمر بنويس. اگر كسي را دوست داري كه او تو را دوست ندارد ، سعي نكن از او متنفر شوي، بلكه سعي كن او را فراموش كني
آرزو ميکنم به اندازه ي کافي شادي داشته باشي تا خوش باشي. به اندازه ي کافي بکوشي تا قوي باشي.به اندازه ي کافي اندوه داشته باشي تا يک انسان باقي بموني و به اندازه ي کافي اميد داشته باشي تا خوشحال بموني
نوشته شده توسط حسین در سه شنبه چهاردهم شهریور 1385 ساعت موضوع | لینک ثابت
این مطلب رو هم دوستم زهرا خانوم برام ارسال کردند:
قلبم محکوم شد به شکستن غرورم محکوم شد به خرد شدن احساسم محکوم شد به بازی گرفته شدن دلم محکوم شد به تیر خوردن چشمانم محکوم شد به باریدن اما عشقت محکوم شد به اسیر شدن در قطره قطره خونم در میان تکه تکه های قلب تکه تکه ام در میان جای جای قلبم .. باد که امد انگار ابر ها تکان خوردند وماه بود وماه و چند ستاره اما ستاره من خودش راپنهان کرده بود شاید من اشتباه می کنم و اصلا در آسمان خدا ستاره ای ندارم شاید
نوشته شده توسط حسین در دوشنبه سیزدهم شهریور 1385 ساعت موضوع | لینک ثابت
این مطلب رو دوست عزیزم زهرا خانوم برام ارسال کردند من از تمام وجود ازش ممنونم
بازی تلخی بود اولش 1-0 به سود من بود اون اصرار میکرد ومن اکراه اون میگفت که دوستم داره ومن نسبت بهش بی اعتنا بودم اما طولی نکشید که بازی 1-1 مساوی شد منم اونو دوست داشتم می خواستم باهام باشه دوست داشتم که بازی همین جا مساوی تموم بشه تا همیشه با هم باشیم مساوی مساوی ... اما نمیدونم چی شد که گل خوردم اون گل طلایی رو زد ومنو تنها گذاشت ورفت بازی تموم شد ومن باختم اونم همینو میخواست ای کاش باهش بازی نمیکردم هرگز ....
به کفشات نگاه کن دو عاشق دو همراه بدون هم زیر بارون نمیرن با هم خاکی می شن اگه یکی شون بمیره اون یکی هم میمیره کاش آدما هم از کفشاشون با هم بودن رو یاد بگیرن
نوشته شده توسط حسین در یکشنبه دوازدهم شهریور 1385 ساعت موضوع | لینک ثابت
تو قزوین سریال نرگس شروع می شه اولین نفری که می بینه داد می زنه بچه ها بیاین بهروز شروع شد
از رشتیه می پرسن : زنت چند ماهه حاملست ؟
میگه : حمیییییییییییییییید
بچه دست و دلباز توي امتحان بيست ميگيره. باباش ميزنه توي گوشش و ميگه: خاك بر سرت كنن، با نمره 10 هم ميشه قبول بشي، حتما بايد اين همه خودكار حروم ميكردي؟
از رشتیه می پرسند : سخت ترین سوال کنکور چی بود ؟
میگه : نام پدر
يه روز يه پسر ترك ميره خونه. باباش ميبينه پسره دوچرخه دخترونه همراشه باباهه ميگه پسرم اينو از كجا اوردي ميگه بابا با دوست دخترم رفته بوديم پارك روي صندلي كه نشستيم دختره دكمه هاشو باز كرد گفت تقي هر چي ميخواي مال تو منم دوچرخشو برداشتم در رفتم
جهنم میبینن احمدی نژاد با جنیفر لوپز داره می رقصه ! جهنمیا میرن پیش خدا میگن : خدا اگه میشه به ما هم از این عذابها بده . خدا میگه : این عذاب احمدی نژاد نیست عذاب جنیفره
يه روز 4 تا لر سوار آسانسور ميشن هر كاري ميكنن آسانسور حركت نميكنه .... يه مرده با كت شلوار و سامسونت مياد دكمه آسانسورو ميزنه .... راه ميفته ... يكي از لرا ميگه : به افتخار آي راننده صلوات
ازرشتيه ميپرسن: پارسال روز زن چه كادويي به زنت دادي؟ ميگه: بردمش كيش. ميگن: اي ول بابا، دمت گرم، خوب حالا امسال چيكار ميكني؟ ميگه: ميرم ميارمش
ترکه خواب ميبينه با 3 نفر دعواش شده شب با بچه محلاش ميخوابه
نوشته شده توسط حسین در جمعه دهم شهریور 1385 ساعت موضوع | لینک ثابت
زماني که شما دست از رويا برميداريد زندگي به پايان ميرسد ،موقعي که شما اعتقاد خود از دست ميدهيد اميد تمام ميشود ، زماني که شما از توجه به ديگران خوداري ميکنيد عشق به پايان ميرسد وزماني که شما از همدردي با ديگران امتناع مي ورزيد دوستي به پايان ميرسد
زيبا ترين گل با اولين باد پاييزي پرپر شد . با وفاترين دوست به مرور زمان بي وفا شد اين پرپر شدن از گل نيست و اين بي وفايي از دوست نيست از روزگار است
نوشته شده توسط حسین در سه شنبه هفتم شهریور 1385 ساعت موضوع | لینک ثابت
کودکان خیابانی
حالا دیگه خیالش راحت شده بود
برای همه شناخته شده بود و روزنامه ای روی دستش نمیموند،
البته از حس ترحم کاسبهای خیابون خوشش نمی اومد،ولی از اینکه باهاش همدردی می کردند و حال مادرش که سرطان داشت را می پرسیدند دلگرم می شد و هر روز با روحیه خوبی تو اون خیابون پیداش می شد
اکبر آقای سوپری که مشتری هرروزش بود وقتی صفحه اول روزنامه رو دید کمی مکث کرد و گفت:
سعید خان صفحه اولشو خوندی؟
نه اکبرآقا... نه صفحه اول نه صفحه آخر... من با پولش کار دارم نه با نوشته هاش
اکبر آقا لبخند تلخی به او زد و گفت
از فردا همشون را بیار خودم دم مغازه برات می فروشم
پسرک خوشحال شد، یه روزنامه داد و رفت
تیتر اول روزنامه این بود
"به زودی کودکان خیابانی توسط شهرداری جمع آوری می گردند"
نوشته شده توسط حسین در پنجشنبه دوم شهریور 1385 ساعت موضوع | لینک ثابت
میدونی فرق تو با راه چیه؟ راه رو باید بری تا به آخرش برسی، اما تو خودت آخرشی
موقعي که خدا پنجره ي بهشتو باز کرد منو ديد ازم پرسيد امروز چه آرزويي داري؟؟ گفتم خدايا هميشه مواظب اوني که الان داره اين اس ام اس رو ميخونه باش
التماس به مردم خفت است، اگر برآورده شود منت است ،اگر برآورده نشود ذلت است
التماس به خدا جرات است،اگر برآورده شود رحمت است اگر بر آورده نشود حکمت است
به لوتی می گن اب بده دریا می ده . به لوتی می گن گل بده گلستان می ده. به لوتی می گن معرفت صفا صمیمت بده همش شماره تو رو می ده
ميگي گل رو دوست داري ولي ميچينيش... ميگي بارون رو دوست داري ولي با چتر ميري زيرش... ميگي پرنده رو دوست داري ولي تو قفس ميکنيش... چه جوري ميتونم نترسم وقتي ميگي دوستم داري؟؟؟
سلام، من از اداره گاز مزاحمتون ميشم، ميخواستم بدونم ميشه از لپ شما يه گاز بگيرم؟
گه بگم ديوونتم، اگه بگم عاشقتم، اگه بگم دوست دارم، اگه بگم يه ثانيه از جلوي چشمام دور نميشي، اگه بگم نفسمي، اگه بگم همه هستي مني، برام «لپلپ» ميخري؟
نوشته شده توسط حسین در چهارشنبه یکم شهریور 1385 ساعت موضوع | لینک ثابت