درباره وبلاگ
سلام... من حسین هستم 21 سالمه از شهرستان بیرجند در حال حاضر دانشجوی حسابداری می باشم
خوشحالم که وبلاگ من رو برای دیدن انتخاب کردید نظر هم توی وبلاگ یادتون نره
poya_65xxx ایدی من هست
09353288710
جهت تبادل اس ام اس با دوستان
فهرست اصلی
نویسندگان
آرشیو موضوعی
دوستان
تنهای ... تنهام
دل شکسته تنها
مرگ عشق
نامه ای به قلبم
کوره راههای زندگی
امروز که محتاج توام جای تو خالیست
عاشق تنها
دشت شقایق
نقطه سر خط
تنها محبت مهربونی
تا انتهای حضور
شب سیاه
دخترانه
شیطنت های ما سه نفر
مشق عشق
دختر آبی
دنیای عشق
دختران آبی پوش
عاشقانه ها
حرفهای من با خودم
مهربانی
چرا دل نمیدی؟دل می سوزونی
نغمه تنهایی
لحظه های شاد
ما از آن پاکدلائیم که به کس کینه نداریم
ناهید شب
نوشته های پیشین
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
آذر 1385
آبان 1385
مهر 1385
شهریور 1385
مرداد 1385
تیر 1385
خرداد 1385
اردیبهشت 1385
طراح قالب
POWERED BY
قصه من و تو آغازش در دفتر آرزوها بود و داستانش در دفتر ليلی و مجنون سروده شد
قصه من و تو از آن نيمه شب پر خاطره آغاز شد و اينك نيز با قصه دوری در حال نوشته شدن است
قصه من و تو آغازی احساسی داشت ، حرفهايی رويايی داشت ، اما ادامه آن يك داستان عاشقانه و واقعی شد
تو آمدی در خوابم ، نشستی در سرزمين رويايم ، و آن قلب سرخت را با دو دست مهربانت به من هديه دادی
چه زيبا پر كشيديم به سوی دشت پروانه ها ، چه زيبا بر روی ماه نشستی و من نيز ماه را به آرامی حركت می دادم
من نيز در كنار قناری پر بسته نشسته بودم و نوای غمگين او را گوش ميدادم و به شبنمی كه عكس چشمان خيسم در آن افتاده بود نگاه می كردم
قصه من و تو قصه زيباترين عشق دنيا است ، قصه من و تو قصه يك سرزمين بی انتها است ، قصه من و تو ، قصه يك رويای بيدار شدنی است
آغاز ديدارمان چه پر خاطره بود ، عكس چشمانت هنوز در ذهنم تكرار ميشود ، يك نگاه عاشقانه ، يك نوای صادقانه ، هديه ای بود پر از آرزو و اميد
سر آغاز قصه من و تو از يك نگاه عاشقانه آغاز شد ، و به لحظه مرگ نيز ختم خواهد شد
دفتری كهنه و پوسيده ، دلی نا اميد و شكسته ، قلم بدون جوهر داشتم
تو كه آمدی دفترم تازه شد ، دلم اميدوار و پر تپش از عشق شد ، و قلمم آماده نوشتن كلام مقدس تو را داشت
اولين كلامم به نام تو بود و تكه كلامم نيز اسم تو بود
قصه من و تو قصه شمعی خاموش نشدنی است ، قصه من و تو قصه مهتاب و ستاره است
نوشته شده توسط حسین در شنبه بیست و هفتم مرداد 1386 ساعت موضوع عشقولانه | لینک ثابت
اشكاي چشمامو ببين كه ميريزه به پاي تو...
بازم كه بي قرارمو دلواپس نگاه تو
وقتي ميشي نياز من اگه نباشي پيش من...
تموم هستي مني بمون هميشه پيش من
اگه شدم عاشق تو نزار كه بي تاب بمونم...
لالايي شبام تويي نزار كه بي خواب بمونم
دارم برات شعر ميخونم شايد به يادم بموني...
فقط يه چيز ازت ميخوام هميشه عاشق بموني
دوست دارم خيلي كمه ولي جز اين چيزي نبود...
واژه ها رو ولش كنيم عشقمو از چشام بخون
نوشته شده توسط حسین در شنبه بیست و هفتم مرداد 1386 ساعت موضوع شعر | لینک ثابت
نمی شه غصه ما رو یه لحظه تنها بذاره
نمی شه این قافله ما رو تو خواب جا بذاره
دوس دارم یه دست از آسمون بیاد
ما دو تا رو ببره از اینجا و اونور ابر ها بذاره
دلامون قرار گذاشتن همیشه با هم باشن
رو قرارش نکنه یهو دلت پا بذاره
دلم از اون دلای قدیمیه، از اون دلا
که می خواد عاشق که شد پا روی دنیا بذاره
یه پا مجنونه دلم، به شوق لیلی که می خواد
باروبندیلو ببنده سر به صحرا بذاره
تو دلت بوسه می خواد، من می دونم
اما لبت سر هر جمله دلش می خواد یه اما بذاره
بی تو دنیا نمی ارزه، تو با من باش و بذار
همه ی دنیا منو همیشه تنها بذاره
من می خوام تا آخر دنیا تماشات بکنم
اگه زندگی برام چشم تماشا بذاره
نوشته شده توسط حسین در شنبه بیست و هفتم مرداد 1386 ساعت موضوع عشقولانه | لینک ثابت
ديدم كه تو دريايي و من رود شدم![]()
در وسعت چشمان تو محدود شدم![]()
آن روز كه در آتش عشق افتادم![]()
سر سبز تر از آتش نمرود شدم...![]()
![]()
![]()
نوشته شده توسط در جمعه بیست و ششم مرداد 1386 ساعت موضوع عشقولانه | لینک ثابت
هواي گريه دارم تو اين شب بي پناه
دنبال تو ميگردم دنبال يك سرپناه
دنبال اون دلي كه تنهايي رو ميشناسه
دستاي عاشق من لبريزه التماسه
هزار و يك شب من پر از صداي تو بود
گريه هر شب من فقط براي تو بود
سكوت شيشه ايم با صدايه تو ميشكنه
تو آسمون عشقم واسه تو پر ميزنه
با تو دل سياهم به رنگ آسمونه
تو بغض من ميشكنه شعراي عاشقونه
هزار و يك شب من پر از صداي تو بود
گريه هر شب من فقط براي تو بود...![]()
![]()
![]()
نوشته شده توسط در جمعه بیست و ششم مرداد 1386 ساعت موضوع عشقولانه | لینک ثابت
كاشكي خوندني بودي مثل شعراي كتاب
كاشكي ديدني بودي مثل روياي تو خواب
كاشكي يه قصه بودي كه ميشدي تو سرنوشت
كاشكي همسفر بودي توي راه سرنوشت
هركي داره عالمي.داره شادي و غمي
من فقط تو رو ميخوام تو همه وجودمي
بذار بشناسم تو رو نرو باز تنهام نذار
غم بي كسي رو باز تو به يادم نيار
كاشكي يه هوس بودي عشقي زود گذر بودي
از تمناي دلم كاشكي بي خبر بودي
كاشكي يه راز بودي تا كه پنهونت كنم
توي قلب عاشقم عمري زندونت كنم![]()
![]()
نوشته شده توسط در جمعه بیست و ششم مرداد 1386 ساعت موضوع عشقولانه | لینک ثابت
© دوباره دل واسه غربت چشمات تنگه
© دوباره اين دل ديوونه واست دلتنگه
© وقته از تو خوندنه ستاره ترانه هام
© اسم تو براي من قشنگترين آهنگه
© بي تو يك پرنده اسير و بي پروازم
© با تو اما ميرسم به قله آوازم
© اگه تا آخر اين ترانه با من باشي
© واسه تو سقفي از آهنگ و صدا ميسازم
© با يه چشمك دوباره منو زنده كن ستاره
© نذار از نفس بيفتم تويي تنها راه چاره
© آي ستاره آي ستاره بي تو شب نوري نداره
© اين ترانه تا هميشه تو رو ياد من مياره...![]()
نوشته شده توسط در جمعه بیست و ششم مرداد 1386 ساعت موضوع شعر | لینک ثابت
قيامت بي حسين غوغا ندارد...
شفاعت بي حسين معنا ندارد...
حسيني باش كه در محشر نگويند...
چرا پرونده ات امضا ندارد...
(ميلاد امام حسين رو به همتون تبريك ميگم)
نوشته شده توسط در پنجشنبه بیست و پنجم مرداد 1386 ساعت موضوع | لینک ثابت
كاشكي خوندني بودي مثل شعراي كتاب
كاشكي ديدني بودي مثل روياي تو خواب
كاشكي يه قصه بودي كه ميشدي تو سرنوشت
كاشكي همسفر بودي توي راه سرنوشت
هركي داره عالمي.داره شادي و غمي
من فقط تو رو ميخوام تو همه وجودمي
بذار بشناسم تو رو نرو باز تنهام نذار
غم بي كسي رو باز تو به يادم نيار
كاشكي يه هوس بودي عشقي زود گذر بودي
از تمناي دلم كاشكي بي خبر بودي
كاشكي يه راز بودي تا كه پنهونت كنم
توي قلب عاشقم عمري زندونت كنم![]()
![]()
![]()
نوشته شده توسط در پنجشنبه بیست و پنجم مرداد 1386 ساعت موضوع شعر | لینک ثابت
چقدر سخته تو چشاي كسي كه تموم عشقتو ازت دزديد
و به جاش يه زخم هميشگي رو قلبت هديه داد زل بزني
و به جاي اينكه لبريز كينه و نفرت شي حس كني كه
هنوزم دوسش داري...چقدر سخته دلت بخواد سرت رو باز
به ديواري تكيه بدي كه يه روزي زيره آوار غرورش همه
وجودت له شده...چقدر سخته تو خيال ساعتها باهاش حرف
بزني اما وقتي ديديش هيچي جز سلام نتوني بگي...
چقدر سخته وقتي پشتت بهشه دونه هاي اشگ گونه هاتو
خيس كنه اما مجبور باشي بخندي تا نفهمه كه هنوزم دوسش
داري...چقدر سخته گل آرزوهاتو تو باغ ديگري ببيني و هزار بار
تو خودت بشكني و اونوقت آروم زير لب بگي:
(گل من باغچه نو مبارك)![]()
نوشته شده توسط در پنجشنبه بیست و پنجم مرداد 1386 ساعت موضوع عشقولانه | لینک ثابت
گل رو تو گل نداره ، پيش تو گل مثل خاره
همه دنيا به چشمم با همين يه گل بهاره
هر چي تو نوشتي خوندم ، بي خودي نيست زنده موندم
هر چي گفتي من شنيدم ، چيزي جز عشقت نديدم
عاشق گل گفتناتم ، بي قراره درد و دل شنوفتنانتم
هر پرنده اي كه رو بوم ما پر زد ، ما به عشق گل روتون بود پرونديم
تو چي خوندي ما نخونديم ، ما كه تو كار تو مونديم
يه جورايي مي نويسي كه بغضمو در مياره ، يه جوري حرف ميزني كه سينم آروم نداره
يه چيزايي تو مي گي كه تو كتابا نديدم ، جز خود خود خودت از هيچ زبوني نشنيدم
تا وقتي هستي ماه من نگاه به ماه نمي كنم ، بزار همه نگاش كنن من اشتباه نمي كنم
قسم به تار موي تو هرگز گناه نمي كنم ....
موج و گروگان مي گيرم ، ميارمش تو خونه ، فقط واسه يه حرف تو از نوع عاشقونه
مهتاب و مي دزدم برات با نقشه شبونه ، اگه بدونم دل تو مي شه واسم ديونه
من اشتباه نمي كنم ، هرگز گناه نمي كنم
نوشته شده توسط حسین در پنجشنبه بیست و پنجم مرداد 1386 ساعت موضوع شعر | لینک ثابت
! تقديم به تو كه يادت روشني بخش زندگي تاريكم و دوريت
بهترين بهانه براي گريه هايم.كاش ميشد به جاي واژه غم
شادي را در زمانه دل جاي داد...كاش ميشد با صداي شاپرك
سرزمين عشق را تغيير داد...كاش ميشد با نگاه مهربان عشق
را بر هر دلي تقسيم كرد...كاش ميشد در بهار آرزو به شقايق
يك سبد لبخند داد...كاش ميشد در كوچه هاي انتظار پاسخ
لبخند را با مهر داد...كاش ميشد در سكوت نيمه شب دردهاي
آسمان را كم كرد...كاش ميشد با دستهاي مهربان آسمان را
به زمين پيوند داد...كاش ميشد...![]()
نوشته شده توسط در چهارشنبه بیست و چهارم مرداد 1386 ساعت موضوع عشقولانه | لینک ثابت
Q شب كه ميشد امانت ستاره هارو ميداديم
Q چشمامونو ميبستيم و به ياد هم ميفتاديم
Q كاش تو رويايه قشنگ.خواب شقايق ميديديم
Q خواب دو تا مسافر و خوابه يه قايق ميديديم
Q كاش كه ميشد نيمه شب با هم ديگه دعا كنيم
Q خداي آسمونا رو با يك زبون صدا كنيم
Q خداي مهربون ما رو از هم جدا نكن
Q هرگز به عشق ديگري ما رو مبتلا نكن
Q كاش كه مقصد قايق ما يه جاي دور و ساده بود
Q كه عكس ماه مهربون رو پنجرش افتاده بود
Q كاش اونجا هيچكسي نبود يه وقتي با تو دوست بشه
Q تو نازنين من بودي مثل حالا تا هميشه...............![]()
نوشته شده توسط در چهارشنبه بیست و چهارم مرداد 1386 ساعت موضوع شعر | لینک ثا