درباره وبلاگ
سلام... من حسین هستم 21 سالمه از شهرستان بیرجند در حال حاضر دانشجوی حسابداری می باشم
خوشحالم که وبلاگ من رو برای دیدن انتخاب کردید نظر هم توی وبلاگ یادتون نره
poya_65xxx ایدی من هست
09353288710
جهت تبادل اس ام اس با دوستان
فهرست اصلی
نویسندگان
آرشیو موضوعی
دوستان
تنهای ... تنهام
دل شکسته تنها
مرگ عشق
نامه ای به قلبم
کوره راههای زندگی
امروز که محتاج توام جای تو خالیست
عاشق تنها
دشت شقایق
نقطه سر خط
تنها محبت مهربونی
تا انتهای حضور
شب سیاه
دخترانه
شیطنت های ما سه نفر
مشق عشق
دختر آبی
دنیای عشق
دختران آبی پوش
عاشقانه ها
حرفهای من با خودم
مهربانی
چرا دل نمیدی؟دل می سوزونی
نغمه تنهایی
لحظه های شاد
ما از آن پاکدلائیم که به کس کینه نداریم
ناهید شب
نوشته های پیشین
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
آذر 1385
آبان 1385
مهر 1385
شهریور 1385
مرداد 1385
تیر 1385
خرداد 1385
اردیبهشت 1385
طراح قالب
POWERED BY

مثل تو بودن با تو بودن کار من نیست
عاشق شدن در خود غنودن کار من نیست
ای کاش با غیر از تو من دلداده بودم
دل بردن از تو، دل ربودن کار من نیست
می بینمت اما غبارِ ترسِ چشمت
با اشک از چشمم زدودن کار من نیست
کار نگا هت بود، کار چشمهایت
با عشق بودن یا نبودن کار من نیست
با چشمهای خود مرا آواره کردی!
عاشق شدن عاشق نمودن کار من نیست
هرگز فراموشت نخواهم کرد زیبا
حالا که دیگر بی تو سودن کار من نیست
با واژه هایم راحتم بگذار و بُگذر
شاعر شدن از تو سرودن کار من نیست
نوشته شده توسط حسین در دوشنبه بیست و هشتم آبان 1386 ساعت موضوع شعر | لینک ثابت
اگه دستم به جدایی برسه
اونو از خاطره ها خط می زنم
از دل تنگ تموم آدما
از شب و روز خداخط می زنم
اگه دستم برسه به آسمون
با ستاره ها قیامت می کنم
نمی ذارم کسی عاشق نباشه
ماهو بین همه قسمت می کنم
وقتی گاهی منو دل تنها می شیم
حرفای نگفتنی رو می شه دید
می شه تو سکوت ما دوتا
خیلی از ندیدنی ها رو شنید
قصه ی جدایی ما آدما
قصه ی دوری ماست از خودمون
دوری من و تو از لحظه ی عشق
قصه ی سادگی گمشدمون
نوشته شده توسط حسین در چهارشنبه بیست و سوم آبان 1386 ساعت موضوع شعر | لینک ثابت

توی صفحه ی غریب زندگی
همه مون در نقش یه بازیگریم
با همیم تو بازیای روزگار
از درون هم ولی بی خبریم
همه مون پشت نگاه صورتک
همیشه از صبح تا شب قایم می شیم
واسه پنهون کردن گریه هامون
روی قلب و روحمون خط می کشیم
بهتره به قلبامون دروغ نگیم
زندگی هر طور که باشه می گذره
من و تو مسافریم تو این روزا
مثل خورشید تو نگاه پنجره
توی پشت صحنه ی دنیای ما
خوبی و بدی می مونه یادگار
زندگی برای ما یه خاطره ست
از تمام قصه های روزگار.
نوشته شده توسط حسین در سه شنبه پانزدهم آبان 1386 ساعت موضوع شعر | لینک ثابت
زمستون بود
ولی
با تو تا بهار رفتم،
تا اونجا
که سبز حرف آخر بود
و عشق تنها موسیقی دل.
با تو،
با تو که مهربونی،
با تو
که سبزترین سبزه عشقی.
با تو
همیشه با بهار همسفرم.
نوشته شده توسط حسین در یکشنبه سیزدهم آبان 1386 ساعت موضوع | لینک ثابت
ماهی همیشه تشنه ام
در زلال لطف بیکران تو.
می برد مرا
به هر کجا که میل اوست
موج دیدگان مهربان تو
زیر بال مرغکان خنده هات
زیر آفتاب داغ بوسه هات
ای زلال پاک
جرعه جرعه می کشم تو را
به کام خویش
تا که پر شود تمام جان من
زجان تو!
ای همیشه خوب!
ای همیشه آشنا!
هر طرف که می کنم نگاه،
تا همه کرانه های دور،
عطر و خنده و ترانه می کند شنا
در میان بازوان تو!
ماهی همیشه تشنه ام
ای زلال تابناک!
یک نفس اگر مرا
به حال خود رها کنی
ماهی تو جان سپرده روی خاک.
نوشته شده توسط حسین در یکشنبه ششم آبان 1386 ساعت موضوع شعر | لینک ثابت