درباره وبلاگ
سلام... من حسین هستم 21 سالمه از شهرستان بیرجند در حال حاضر دانشجوی حسابداری می باشم
خوشحالم که وبلاگ من رو برای دیدن انتخاب کردید نظر هم توی وبلاگ یادتون نره
poya_65xxx ایدی من هست
09353288710
جهت تبادل اس ام اس با دوستان
فهرست اصلی
نویسندگان
آرشیو موضوعی
دوستان
تنهای ... تنهام
دل شکسته تنها
مرگ عشق
نامه ای به قلبم
کوره راههای زندگی
امروز که محتاج توام جای تو خالیست
عاشق تنها
دشت شقایق
نقطه سر خط
تنها محبت مهربونی
تا انتهای حضور
شب سیاه
دخترانه
شیطنت های ما سه نفر
مشق عشق
دختر آبی
دنیای عشق
دختران آبی پوش
عاشقانه ها
حرفهای من با خودم
مهربانی
چرا دل نمیدی؟دل می سوزونی
نغمه تنهایی
لحظه های شاد
ما از آن پاکدلائیم که به کس کینه نداریم
ناهید شب
نوشته های پیشین
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
آذر 1385
آبان 1385
مهر 1385
شهریور 1385
مرداد 1385
تیر 1385
خرداد 1385
اردیبهشت 1385
طراح قالب
POWERED BY

من حاصل عمر خود ندارم جز غم
در عشق زنیک وبد ندارم جز غم
یک همدم با وفا ندیدم جز درد
یک مونس و دمساز ندارم جز غم
نوشته شده توسط حسین در دوشنبه بیست و ششم آذر 1386 ساعت موضوع عشقولانه | لینک ثابت

باران که می بارد تو می آیی
باران گل باران نیلوفر
باران مهر و ماه و آیینه
باران شعر و شبنم و شبدر
باران که می بارد تو در راهی
از دشت شب تا باغ بیداری
از عطر شعر وآشتی لبریز
با ابر و آب و آسمان جاری
غم می گریزد غصه می سوزد
شب می گدازد سایه می میرد
تا عطر آهنگ تو می رقصد
تا شعر باران تو می گیرد
از لحظه های تشنه ی دیدار
تا روزهای با تو بارانی
غم می کُشد مارا تو می بینی
دل می کِشد ما را تو می دانی
باران که می بارد تو می آیی...
نوشته شده توسط حسین در چهارشنبه بیست و یکم آذر 1386 ساعت موضوع شعر | لینک ثابت

نازنینم هنوز رفتنت را باورم نیست
چگونه جام لبریز خاطرات را خالی کنم
آه...که اگه بخندم آتش درونم را چه کنم
آه... که اگه اشک بریزم باور کرده ام که رفته ای
وصد آه... که اگه باور کنم رفتنت را
مرگ هم باور می کند رفتنم را
نوشته شده توسط حسین در دوشنبه دوازدهم آذر 1386 ساعت موضوع شعر | لینک ثابت
باران که می بارد تو می آیی
باران گل باران نیلوفر
باران مهر و ماه و آیینه
باران شعر و شبنم و شبدر
باران که می بارد تو در راهی
از دشت شب تا باغ بیداری
از عطر شعر وآشتی لبریز
با ابر و آب و آسمان جاری
غم می گریزد غصه می سوزد
شب می گدازد سایه می میرد
تا عطر آهنگ تو می رقصد
تا شعر باران تو می گیرد
از لحظه های تشنه ی دیدار
تا روزهای با تو بارانی
غم می کُشد مارا تو می بینی
دل می کِشد ما را تو می دانی
باران که می بارد تو می آیی...
نوشته شده توسط حسین در یکشنبه یازدهم آذر 1386 ساعت موضوع شعر | لینک ثابت

...
ای جدایی تو بهترین بهانه ی گریستن!
بی تو من به اوج حسرتی نگفتنی رسیده ام.
□
ای نوازش تو بهترین امید زیستن!
در کنار تو
من ز اوج لذتی نگفتنی گذشته ام.
□
در بنفشه زار چشم تو
برگ های زرد و نیلی و بنفش،
عطرهای سبز و آبی و کبود،
نغمه های ناشنیده ساز می کنند،
بهتر از تمام نغمه ها و سازها!
روی مخمل لطیف گونه هات
غنچه های رنگ رنگ ناز،
یرگ های تازه تازه باز می کنند،
بهتر از تمام رنگ ها و رازها!
□
خوب ِ خوب ِ نازنین من!
نام تو مرا همیشه مست می کند
بهتر از شراب.
بهتر از تمام شعرهای ناب!
نام تو، اگر چه بهترین سرود زندگی ست
من تو را
به خلوت خدایی خیال خود:
” بهترین ِ بهترین ِ من “
خطاب می کنم،
بهترین ِ بهترین ِ من!
نوشته شده توسط حسین در جمعه نهم آذر 1386 ساعت موضوع شعر | لینک ثابت
بذار خیال کنم هنوز ترانه هامو می شنوی
هنوز هوامو داری و هنوز صدامو می شنوی
بذار خیال کنم هنوز یه لحظه از نیازتم
اگه تمومه قصه مون هنوز ترانه سازتم
بذار خیال کنم هنوز پر از تب وتاب منی
روزا به فکر دیدنم شبا پر از خواب منی
بذار خیال کنم منم اون که دلت تنگه براش
اونی که وقتی تنهایی پر می شی از خاطره هاش
اون که هنوز دوستش داری اون که هنوز هم نفسه
بذار خیال کنم منم اونی که بودنش بسه
دوباره فال حافظ و دوباره توی فالمی
بذار خیال کنم بذار اگر چه بی خیالمی.
نوشته شده توسط حسین در چهارشنبه هفتم آذر 1386 ساعت موضوع شعر | لینک ثابت
باد با برگ درختان میعادی دارد
در شب کوچک من دلهره ی ویرانی ست
گوش کن
وزش ظلمت را می شنوی؟
من غریبانه به این خوشبختی می نگرم
من به نومیدی خود معتادم
گوش کن
وزش ظلمت را می شنوی؟
در شب اکنون چیزی می گذرد
ماه سرخ است و مشوش
و بر این بام که هر لحظه در او بیم فرو ریختن است
ابرها همچون انبوه عزادارن
لحظه ی باریدن را گویی منتظرند
لحظه ای
و پس از آن هیچ
پشت این پنجره شب دارد می لرزد
و زمین دارد
باز می ماند از چرخش
پشت این پنجره یک نا معلوم
نگران من و توست
ای سراپا همه سبز
دست هایت را همچون خاطره ای سوزان
در دستان عاشق من بگذار
و لبانت را همچون حسی گرم از هستی
به نوازش لب های عشق من بسپار
باد ما را با خود خواهد برد
باد ما را با خود خواهد برد.
نوشته شده توسط حسین در یکشنبه چهارم آذر 1386 ساعت موضوع شعر | لینک ثابت
اگه دردی تو پاهات حس کردی....اگه احساس می کنی خیلی خسته ای به خاطر اینه که روزی هزار بار تو خاطرم می یای و می ری
بهم گفتي دوستت دارم سرم رو پايين انداختم و گفتم نظر لطفته سرم رو بالا آوردي و تو چشام نگاه کردي و گفتي نظر لطفم نيست نظر دلمه
قلبمو هدیه می دم بهت . مواظبش باش . نه به خاطر اینکه قلبمه به خاطر اینکه تو توشی
يادت باشه دنيا گرده,هر وقت احساس كردي به آخر رسيدي شايد در نقطه شروع باشي
وقتی که به هم می رسیم سه نفریم من وتو وبوسه از هم که جدا می شیم چهار نفریم تو وتنهایی من وعذاب
زندگي مانندجدولي است که اگر خانه هاي آن راپرکنيدجايزه آن مرگ است
دل آدم ها مثل يك جزيره دور افتاده ست ،اينكه كي واسه اولين بار پا به جزيره مي زاره مهم نيست مهم اون كسيه كه هيچوقت جزيره را ترك نكند
عشق شايد زود تو را عاشق و دلتنگ كند اما هرگز تو را سير نمي كند.
مراقب گرمای دلت باش تا کاری که زمستان با زمین کرد زندگی با دلت نکند.
با چنان عشقی زندگی کن که حتی اگر بنا به تصادف در جهنم افتادی خود شيطان تو را به بهشت بازگرداند
زندگي مثل پيانو است ، دكمه هاي سياه براي غم ها و دكمه هاي سفيد براي شادي ها . اما زماني ميتوان آهنگ زيبايي نواخت كه دكمه هاي سفيد و سياه را با هم فشار دهي
وقتی خدا تو رو سمت یه پرتگاه هدایت می کنه ۲ هدف داره:
یا می خواد از پشت بگیرتت.... یا پرواز یادت بده
قلب بدون وجود عشق دیگر قلب نخواهد بود.. بلکه تکه گوشتی است که هر ثانیه کار ثانیه قبل را تکرار میکند
دوستی مثل ایستادن روی سیمان خیسه هرچی بیشتر بمونی.. رفتنت سخت تره و اگه رفتی جای پات واسه همیشه می مونه
سلام دوستانی که اس ام اس جدید دارن می تونند به شماره 09353288710 ارسال کنند من توی وبلاگ به اسم خودشون میذارم.
نوشته شده توسط حسین در پنجشنبه یکم آذر 1386 ساعت موضوع sms | لینک ثابت