تبليغاتX
تب عشق

تب عشق

عشقولانه جک sms


 

نوشته شده توسط حسین در جمعه سی ام آذر 1386 ساعت موضوع | لینک ثابت


 

من حاصل عمر خود ندارم جز غم

در عشق زنیک وبد ندارم جز غم

یک همدم با وفا ندیدم جز درد

یک مونس و دمساز ندارم جز غم

 


 

نوشته شده توسط حسین در دوشنبه بیست و ششم آذر 1386 ساعت موضوع عشقولانه | لینک ثابت


باران

باران که می بارد تو می آیی

باران گل باران نیلوفر

باران مهر و ماه و آیینه

باران شعر و شبنم و شبدر

 

باران که می بارد تو در راهی

از دشت شب تا باغ بیداری

از عطر  شعر وآشتی لبریز

با ابر و آب و آسمان جاری

 

غم می گریزد غصه می سوزد

شب می گدازد سایه می میرد

تا عطر آهنگ تو می رقصد

تا شعر باران تو می گیرد

 

از لحظه های تشنه ی دیدار

تا روزهای با تو بارانی

غم می کُشد مارا تو می بینی

دل می کِشد ما را تو می دانی

باران که می بارد تو می آیی...

 

 


 

نوشته شده توسط حسین در چهارشنبه بیست و یکم آذر 1386 ساعت موضوع شعر | لینک ثابت



 

نوشته شده توسط حسین در یکشنبه هجدهم آذر 1386 ساعت موضوع عشقولانه | لینک ثابت


نازنینم هنوز رفتنت را باورم نیست

چگونه جام لبریز خاطرات را خالی کنم

آه...که اگه بخندم آتش درونم را چه کنم

آه... که اگه اشک بریزم باور کرده ام که رفته ای

وصد آه... که اگه باور کنم رفتنت را

مرگ هم باور می کند رفتنم را

 


 

نوشته شده توسط حسین در دوشنبه دوازدهم آذر 1386 ساعت موضوع شعر | لینک ثابت


باران که می بارد...

باران که می بارد تو می آیی

باران گل باران نیلوفر

باران مهر و ماه و آیینه

باران شعر و شبنم و شبدر

 

باران که می بارد تو در راهی

از دشت شب تا باغ بیداری

از عطر  شعر وآشتی لبریز

با ابر و آب و آسمان جاری

 

غم می گریزد غصه می سوزد

شب می گدازد سایه می میرد

تا عطر آهنگ تو می رقصد

تا شعر باران تو می گیرد

 

از لحظه های تشنه ی دیدار

تا روزهای با تو بارانی

غم می کُشد مارا تو می بینی

دل می کِشد ما را تو می دانی

باران که می بارد تو می آیی...

 


 

نوشته شده توسط حسین در یکشنبه یازدهم آذر 1386 ساعت موضوع شعر | لینک ثابت


بهترین ِ بهترین ِ من!(فریدون مشیری)

...

ای جدایی تو بهترین بهانه ی گریستن!

بی تو من به اوج حسرتی نگفتنی رسیده ام.

ای نوازش تو بهترین امید زیستن!

در کنار تو

من ز اوج لذتی نگفتنی گذشته ام.

در بنفشه زار چشم تو

برگ های زرد و نیلی و بنفش،

عطرهای سبز و آبی و کبود،

نغمه های ناشنیده ساز می کنند،

بهتر از تمام نغمه ها و سازها!

روی مخمل لطیف گونه هات

غنچه های رنگ رنگ ناز،

یرگ های تازه تازه باز می کنند،

بهتر از تمام رنگ ها و رازها!

خوب ِ خوب ِ نازنین من!

نام تو مرا همیشه مست می کند

بهتر از شراب.

بهتر از تمام شعرهای ناب!

نام تو، اگر چه بهترین سرود زندگی ست

من تو را

به خلوت خدایی خیال خود:

بهترین ِ بهترین ِ  من

خطاب می کنم،

بهترین ِ بهترین ِ من!

 


 

نوشته شده توسط حسین در جمعه نهم آذر 1386 ساعت موضوع شعر | لینک ثابت


بذار خیال کنم تو دلتنگیات غروب که می شه یاد من میوفتی

 

بذار خیال کنم هنوز ترانه هامو می شنوی

هنوز هوامو داری و هنوز صدامو می شنوی

 

بذار خیال کنم هنوز یه لحظه از نیازتم

اگه تمومه قصه مون هنوز ترانه سازتم

 

 بذار خیال کنم هنوز پر از تب وتاب منی

روزا به فکر دیدنم شبا پر از خواب منی

  

بذار خیال کنم منم اون که دلت تنگه براش

اونی که وقتی تنهایی پر می شی از خاطره هاش

 

اون که هنوز دوستش داری اون که هنوز هم نفسه

بذار خیال کنم منم اونی که بودنش بسه

 

دوباره فال حافظ و دوباره  توی فالمی

بذار خیال کنم بذار اگر چه بی خیالمی.


 

نوشته شده توسط حسین در چهارشنبه هفتم آذر 1386 ساعت موضوع شعر | لینک ثابت


باد ما را با خود خواهد برد(فروغ)

 

 در شب کوچک من افسوس

باد با برگ درختان میعادی دارد

در شب کوچک من دلهره ی ویرانی ست

گوش کن

وزش ظلمت را می شنوی؟

من غریبانه به این خوشبختی می نگرم

من به نومیدی خود معتادم

گوش کن

وزش ظلمت را می شنوی؟

در شب اکنون چیزی می گذرد

ماه سرخ است و مشوش

و بر این بام که هر لحظه در او بیم فرو ریختن است

ابرها همچون انبوه عزادارن

لحظه ی باریدن را گویی منتظرند

لحظه ای

و پس از آن هیچ

پشت این پنجره شب دارد می لرزد

و زمین دارد

باز می ماند از چرخش

پشت این پنجره یک نا معلوم

نگران من و توست

             ای سراپا همه سبز

             دست هایت را همچون خاطره ای سوزان

             در دستان عاشق من بگذار

             و لبانت را همچون حسی گرم از هستی

             به نوازش لب های عشق من بسپار

                                                      باد ما را با خود خواهد برد

                                                      باد ما را با خود خواهد برد.

 

 

 


 

نوشته شده توسط حسین در یکشنبه چهارم آذر 1386 ساعت موضوع شعر | لینک ثابت


اگه دردی تو پاهات حس کردی....اگه احساس می کنی خیلی خسته ای به خاطر اینه که روزی هزار بار تو خاطرم می یای و می ری

 

بهم گفتي دوستت دارم سرم رو پايين انداختم و گفتم نظر لطفته سرم رو بالا آوردي و تو چشام نگاه کردي و گفتي نظر لطفم نيست نظر دلمه

قلبمو هدیه می دم بهت . مواظبش باش . نه به خاطر اینکه قلبمه به خاطر اینکه تو توشی

 

يادت باشه دنيا گرده,هر وقت احساس كردي به آخر رسيدي شايد در نقطه شروع باشي

 

وقتی که به هم  می رسیم سه نفریم من وتو وبوسه از هم که جدا می شیم چهار نفریم تو وتنهایی من وعذاب

 

زندگي مانندجدولي است که اگر خانه هاي آن راپرکنيدجايزه آن مرگ است

 

دل آدم ها مثل يك جزيره دور افتاده ست ،اينكه كي واسه اولين بار پا به جزيره مي زاره مهم نيست مهم اون كسيه كه هيچوقت جزيره را ترك نكند

 

عشق شايد زود تو را عاشق و دلتنگ كند اما هرگز تو را سير نمي كند.

 

مراقب گرمای دلت باش تا کاری که زمستان با زمین کرد زندگی با دلت نکند.

 

با چنان عشقی زندگی کن که حتی اگر بنا به تصادف در جهنم افتادی خود شيطان تو را به بهشت بازگرداند

 

زندگي مثل پيانو است ، دكمه هاي سياه براي غم ها و دكمه هاي سفيد براي شادي ها . اما زماني ميتوان آهنگ زيبايي نواخت كه دكمه هاي سفيد و سياه را با هم فشار دهي

 

وقتی خدا تو رو سمت یه پرتگاه هدایت می کنه ۲ هدف داره:

یا می خواد از پشت بگیرتت.... یا پرواز یادت بده

 

قلب بدون وجود عشق دیگر قلب نخواهد بود.. بلکه تکه گوشتی است که هر ثانیه کار ثانیه قبل را تکرار میکند

 

دوستی مثل ایستادن روی سیمان خیسه هرچی بیشتر بمونی.. رفتنت سخت تره و اگه رفتی جای پات واسه همیشه می مونه

 

سلام دوستانی که اس ام اس جدید دارن می تونند به شماره 09353288710 ارسال کنند من توی وبلاگ به اسم خودشون میذارم.

 

 

 

 


 

نوشته شده توسط حسین در پنجشنبه یکم آذر 1386 ساعت موضوع sms | لینک ثابت


بزرگترین گالری کدهای جاوا

آمار بازديد : نفر
افراد آنلاين :  نفر

بازديدها: