نمی شه غصه ما رو یه لحظه تنها بذاره

 

نمی شه این قافله ما رو تو خواب جا بذاره

 

دوس دارم یه دست از آسمون بیاد

 

ما دو تا رو ببره از اینجا و اونور ابر ها بذاره

 

دلامون قرار گذاشتن همیشه با هم باشن

 

رو قرارش نکنه یهو دلت پا بذاره

 

دلم از اون دلای قدیمیه، از اون دلا

 

که می خواد عاشق که شد پا روی دنیا بذاره

 

یه پا مجنونه دلم، به شوق لیلی که می خواد

 

باروبندیلو ببنده سر به صحرا بذاره

 

تو دلت بوسه می خواد، من می دونم

 

اما لبت سر هر جمله دلش می خواد یه اما بذاره

 

بی تو دنیا نمی ارزه، تو با من باش و بذار

 

همه ی دنیا منو همیشه تنها بذاره

 

من می خوام تا آخر دنیا تماشات بکنم

 

اگه زندگی برام چشم تماشا بذاره


 

نوشته شده توسط حسین در جمعه بیستم اردیبهشت 1387 ساعت موضوع شعر | لینک ثابت